خرید بک لینک
حال بچه مدرسه ای را دارم که بعد سه ماه تعطیلی و استراحت باید اجبارا به مدرسه برود..بعد یک دوره بیست روزه افسردگی از بیماری و کار زجر آور ..ترس هایم را رها کردم و آن کار را ترک کردم و بی خیال همه چیز .به خودم استراحت دادم.در این بیست روز بیکاری والبته بعد یک جرو بحث سخت با دوست و مدارای و حمایت او توانستم اعتماد به نفس و غرور خود را دوباره پیدا کنم و از آن حال خراب بیرون بیایم..گرمی آفتاب پاییزی .کتاب .پیاده روی.جلسات حافظ خوانی .کوه .و البته محبت دوست مرا سراپا کرد..آن کار هم از لحاظ جسمی و بیشتر روحی و روانی و ذهنی برایم فرساینده و عذاب آور بود..به کمک دوست توانستم کاری مناسب با شرایطی با کیفیت تر پیدا کنم که از اول آذر باید بروم.حالم مثل کسی است که تعطیلاتش دارد تمام می شود..اعتراف می کنم محبت و توجه دوست مرا بسیار کمک کرد بماند که ده روز جوابش را ندادم و وقتی هم با او حرف زدم جروبحث دردناک و سختی با او داشتم..اما اعتراف می کنم در مواجهه با من صبور و مهربان بود و بلاخره مثل همیشه توانست مرا آرام کند و لبخند و شادی و آرامش را برایم به ارمغان بیاورد...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 23:35

شاید این لحظه ها واقعی نیست.توهمی است که دچار آن شده ام ..ناگاه سر کار احساس کردم تمام دستگاه ها و ذرت ها و پاکت ها و مانتو های بنفش و صدا هادر سرم به دوران افتاده و کمر دردم که 6 روز است مرا رها نمی کند تمام سلول هایم را متلاشی کرده و همه چیز محو می شود و مثل گردبادی مرا در خود می بلعد..با خود عهد کرده ام جواب دوست را ندهم....جواب دوست را ندهم تا گریه و گلایه نکنم و عهد کرده ام فقط تا آخر هفته سر این کار مستهلک کننده بمانم و عهد کردم ام که با ترس هایم مدارا کنم و عهد کرده ام که با دوست حرف نزنم و عهد کرده ام که حریف خودم بشوم و کاری که در نظر دارم را شروع کنم و

برچسب: 25 live,25 live duke,25 live emory,25 live fiu,25 live northweste,25 live brown,25 live cmu,25 live gmu,25live wpi,25 live uc, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 17:20

صفحه بندی